<-BlogTitle->
.:: Your Adversing Here ::.
 

ازجرم گیری نترسید

اين جرم‌هاي تشکيل شده پر از ميکروب‌هاي مختلف است و با مسواک زدن هم تميز نمي‌شود و درصد قابل‌توجهي از جرم تشکيل شده را همين ميکروب‌ها تشکيل مي‌دهد. اين جرم بافت چسبنده لثه را که محکم به دندان چسبيده کم‌کم خراب کرده و بافت نگه‌دارنده حياتي لثه را از بين برده و باعث ناپايداري بستر دندان‌ها مي‌شود. از طرفي، جرم تشکيل شده کم‌کم لثه را فشرده و به طرف پايين مي‌برد ولي چون اين عمل با سرعت کم انجام مي‌شود، بيمار متوجه آن نشده و اهميتي به آن نمي‌دهد. اين امر باعث مي‌شود دندان‌ها لق شوند. با توجه به اين توضيحات، اهميت جرم‌گيري بر همگان روشن مي‌شود. اما چرا مردم از جرم‌گيري وحشت دارند؟ چون جرم دور دندان‌ها را گرفته و با جرم‌گيري از بين مي‌رود دندان‌هاي مزبور لق مي‌شود و بيمار فکر مي‌کند که جرم‌گيري باعث اين کار شده است. مساله بعد اين است که موقعي که جرم به ضخامت کافي روي دندان مي‌نشيند مانع رسيدن سرما و گرما به دنداني که در اثر تحليل لثه، ريشه‌اش نمايان شده مي‌شود و به طور طبيعي از ايجاد درد ناشي از تغير حرارت جلوگيري مي‌کند و موقعي که با جرم‌گيري اين جرم‌ها را پاک مي‌کنيم، ناگهان ريشه دندان در معرض سرما و گرما گرفته و تير مي‌کشد و بيمار مي‌گويد با جرم‌گيري اين اتفاق برايم افتاده است. مجموع اين افکار بيمار را به اين نتيجه مي‌رساند که جرم‌گيري دندان را خراب مي‌کند و اين خاطره را در ذهن خود نگه داشته يا منتقل مي‌کند در حالي که اين جرم دندان بوده که باعث اين کارها شده است. اما اينکه عده‌اي فکر مي‌کنند، جرم‌گيري درد دارد، اين هم تصور غلطي است. جرم‌گيري يا توسط قلم‌هاي دستي و يا با دستگاه صورت مي‌گيرد. نوک قلم دستگاه جرم‌گيري داراي لرزش و نوساناتي است که با زدن ضربه‌هاي بسيار کوتاه بر جرم، آن را پاک مي‌کند و دندان را نمي‌تراشد، بنابراين عاملي براي ايجاد درد وجود ندارد و در موارد نادر با بي‌حسي موضعي مي‌توان کاملا جرم‌گيري را بدون درد کرد بنابراين ما توصيه مي‌کنيم سالي دو بار جرم‌گيري انجام شده و بيماران از اين عمل هيچ ترسي نداشته باشند.

.:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : رضا
  • تاریخ: سه شنبه 26 مرداد 1389
  • نظرات (0)
  • آداب قرائت قرآن

    قرآن

    آداب قرائت بر دو قسم است:

    1- آداب (ظاهريه)

    2- آداب (باطنيه)

     

    «آداب ظاهريه قرائت قرآن»:

    1- با طهارت بودن. (يعنى با وضو بودن)

    2- با كمال ادب خواندن.

    3- با طماءنينه در حال ايستاده يا نشسته، بدون اينكه تكيه دهد يا چهار زانو بنشيند.

    4- شمرده، شمرده بخواند، چنانچه در قرآن مى فرمايد: و رتّل القرآن ترتيلا.

    5- جهر متوسط (يعنى معمولى بخواند) اگر ايمن از ريا باشد و الاّ آهسته بخواند.

    6- با حال حُزن و گريه و بكاء باشد.

    7- با تحسين و تجويد قرائت، يعنى با در نظر گرفتن قواعد تجويد.بقیه در ادامه مطلب...

    .:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : رضا
  • تاریخ: شنبه 23 مرداد 1389
  • نظرات (0)
  • برنامه ریزی درسی

    چگونگی برنامه ریزی درسی

    درس اول :

    چگونه برنامه‌ریزی كنیم ؟
    لیس الانسان الا ماسعی
    درخصوص كنكور كه بحث اصلی ما می‌باشد گاهی افرادی را می‌بینیم كه تلاش بسیاری می‌كنند، روزانه 10 تا 12 ساعت درس می‌خوانند، در كلاسهای مختلف كنكور شركت كرده‌اند و تعداد زیادی تست زده‌اند ولی تاكنون موفقیتی كسب نكرده، چندسالی است پشت كنكور مانده‌اند و . . . اما چرا ؟ یك دلیل آن می‌تواند وضعیت نامطلوب درس خواندن باشد مثل محل مطالعه، زمان‌ مطالعه، كیفیت و كمیت تست زدن، چگونگی نت‌برداری و یا بهتر نكته‌برداری و عواملی از این قبیل. ولی دلیل دیگر كه به‌نظر مهمتر می‌رسد ، عدم برنامه‌ریزی صحیح، مناسب و منطقی است كه به امید خدا در ادامه بحث به توضیح بیشتر در این‌باره خواهیم پرداخت .

    چرا نمی‌توانیم برنامه‌ریزی كنیم ؟بقیه در ادامه مطلب

    .:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : رضا
  • تاریخ: سه شنبه 12 مرداد 1389
  • نظرات (0)
  • دانش آموزان تنبل

    چرا برخی از دانش آموزان تنبل هستند؟

    چرا برخی از دانش آموزان تنبل هستند؟
     حقیقتاً دانش آموزان تنبل خشم اولیاء خود را بر می انگیزند لذا برخی از اولیاء مجبور می شوند که رفتارهای تندی را در قبال آنها داشته باشند. و طوفانی از انتقادها و سرزنش ها را نثار فرزندان خود میکنند چیزی که چرخه ای از تنبلی را موجب می شود و اوضاع را وخیم تر می کند. اتخاذ شیوه های صحیح رفتاری با این دانش آموزان بسیار سخت می تواند باشد. که در آن صبر و آینده نگری و علت یابی و حمایتی می تواند از عناصر مهم این شیوه ها باشد.
    منظور ما از دانش آموز تنبل چه کسی است؟
    منظور ما دانش آموزانی هستند که از نظر درسی ضعیف هستند و در یک یا چند درس و یا در بیشتر درسها نمره قبولی نمی گیرند و از عملکرد آنها معلمان و اولیاء راضی نیستند. 
    عواملی کلی تنبلی دانش آموزان عبارتند از:
    1- هوش
    2- ضعف پایه تحصیلی .
    3- نداشتن انگیزه.
    4- ناتوانی در یادگیری مفاهیم درسی .
    4- کم کاری و نداشتن تلاش و کوشش.
    5- بحران های جسمی و روحی.
    6- عدم حمایت برخی از دانش آموزان ار طرف خانواده.(به عنوان مثال در بعضی از خانواده ها با بالا رفتن پایه تحصیلی فرزند پدر و مادر توانایی رسیدگی به درس بچه های خود را ندارند.)
    ***
    1- هوش: ما به صورت سنتی مایل هستیم تنبلی دانش آموزان را به هوش آنها نسبت دهیم اما واقعیت این است که اکثر دانش آموزانی که در دبیرستان های عادی درس می خوانند هوش کافی برای درس خواندن دارند و در این زمینه عواملی غیر از هوش بیشتر می تواند دخیل باشد. در عین حال دانش آموزانی که از بهره هوشی بالایی برخوردار هستند نسبت به همسالان خود بهتر درس یاد می گیرند و بهتر می توانند مسائل مربوط به درس و معلم را حل کنند.
    بهره هوشی می تواند تاثیرات همه جانبه در زندگی داشته باشد. یک دانش آموز در مدرسه تنها درس نمی خواند بلکه با عوامل پیچیده دیگر هم در ارتباط است که می تواند بطور مستقیم یا غیر مستقیم در پیشرفت تحصیلی او موثر واقع شود. برخی از دانشمندان معتقد هستند که هوش ارثی است و والدین با هوش فرزندانی باهوش دارند اما تحقیقات زیادی نشان داده است که محیط تاثیر مستقیمی روی هوش کودکان دارد لذا گروهی از دانشمندان هم بر این باور هستند که هوش تحت تاثیر محیط رشد پیدا می کند و اکتسابی است.
    2- ضعف پایه تحصیلی، یکی از عوامل مهم ضعف درسی دانش آموزان است. این دانش آموزان به علت نفهمیدن مطالب درسی سالهای گذشته که پایه و زیر بنای پایه های تحصیلی بعدی می باشد، نمی توانند دروس جدید را درک کنند و هر چه به صحبت های معلم گوش می دهند اما تلاش آنها برای فهمیدن مطالب درسی دشوار و گاهی غیر ممکن است. برای کمک به این دانش آموزان بهترین روش آموزش مطالب سالها ی گذشته است. به عنوان مثال دانش آموز انی که جمع و تفریق و ضرب و تقسیم را در دوره ابتدایی یاد نگرفنه اند. ریاضیات دوره راهنمایی را متوجه نمی شوند و نمی توانند نمره بیاورند و کسی که ریاضیات دوره راهنمایی را نفهمیده باشد ادامه تحصیل در دوره متوسطه بر او بسیار سخت خواهد شد.
    3- نداشتن انگیزه : نداشتن انگیزه اغلب از دوره راهنمایی شروع شده و در دوره ی دبیرستان به اوج می رسد. امروزه بسیاری از دانش آموزان در دوره ی متوسطه انگیزه و اعتقادی به ادامه تحصیل ندارند این مسئله باعث شده است آنها یا ترک تحصیل کنند و یا به زحمت و با ترفند به اخذ مدرک بیاندیشند. بی انگیز گی دانش آموزان ارتباط مستقیم به نوع جهان بینی شکل گرفته در نوجوانان بستگی دارد که از طرق مختلف در آنها شکل گرفته و تغییر دادن آنها می تواند مشکل و زمان بر باشد. امروزه اکثر دانش آموزان تنبل بی انگیزه هستند و ایجاد انگیزه می تواند نیروی عظیم آنها را به کار اندازد.
    4- ناتوانی در یادگیری مفاهیم درسی: اگر کسانی که عقب ماندگی ذهنی دارند یا دچار اختلال یادگیری هستند کنار بگذاریم آنگاه باید بگوییم که کسانی که مفاهیم درسی را درک نمی کنند یا پایه تحصیلی آنها ضعیف است که توضیح داده شده و یا اینکه به عللی تمرکز حواس ندارند و ممکن است مشکلات جسمی و روحی داشته باشند که باید بررسی شود. شکی نیست که برای یادگیری داشتن آمادگی لازم است اما اگر کسی دچار بیماری مدت دار شود و یا از نظر روحی در شرایط نامساعدی بسر ببرد نمی تواند درس بخواند.
    5- کم کاری و نداشتن تلاش و کوشش. بسیاری از دانش آموزان تلاش و کوشش لازم را برای یادگیری درس از خود نشان نمی دهند. و بیشترین وقت را خود را به اموری اختصاص می دهند که از آن لذت می برند و ساعت ها خود را مشغول می کنند. در حالی که انبوهی از تکالیف مدرسه را به حال خود رها کرده اند و مرتب به والدین خود می گویند مشق و درس نداریم.
     کم کاری این دانش آموزان می تواند برای آنها خطرناک باشد چون ادامه چنین وضعیتی می تواند در آینده این دانش آموزان را به علت محرک های ناخوشایندی که می خواهد تنبلی او را تقبیح کند از درس و مدسه بیزار کند و نتیجه اینکه این دانش آموزان خود باوری و عزت نفس خود را برای ادامه تحصیل از دست بدهند.

    آموزگار خانم عزیزمحمدی

    .:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : رضا
  • تاریخ: سه شنبه 12 مرداد 1389
  • نظرات (0)
  • علل بی انگیزگی

    علل بی انگیزگی دانش آموزان

    سطح انگیزه در بین دانش آموزان دختر و پسر همچنین سطح انگیزه در پایه های مختلف با هم متفاوت است. و هرچه مقطع تحصیلی بالا می رود تاثیر انگیزه ها هم پیچیده تر می شود. دلایل بی انگیزگی به درس می تواند گسترده و پیچیده شود. 
    در ذیل مهمترین عوامل بی انگیزگی به درس، شرح داده می شود. 
    1- کم ارزشی علم در جامعه.
    2- کم ارزشی سواد در بین خانواده.
    3- اکثر افراد با سواد جامعه وضع مادی خوبی ندارند.
    4- وضعیت نابسامان مادی و روحی خانواده.
    5- برخورد نامناسب با دانش آموزان در مدرسه.
    6- تدریس نامناسب معلمان و ایجاد بی انگیزگی.
    7- بی اعتقادی نسبت درس.
    8- احساس سختی ادامه تحصیل و راحت طلبی برخی از دانش آموزان و تمایل به ولگردی و خوشگذرانی.
    9- ادامه تحصیل به خواسته های سریع آنها پاسخ نمی دهد. به عنوان مثال برخی از دانش آموزان دوست دارند ماشین داشته باشند اما فکر می کنند برای بدست آوردن سریع تر آن بهتر است درس را رها کرده و در جایی کار کنند چون مطمئن هستند که والدین آنها ماشین نمی خرد. 
    10- احساس بی کفایتی و بی ارزشی و ناتوانی و نداشتن عزت نفس کافی.
    11- این باور در برخی که، ثروت همه چیز را به دنبال خواهد آورد حتی علم و دانش را، پس به دنبال ثروت رفتن مقدم است. 

    .:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : رضا
  • تاریخ: سه شنبه 12 مرداد 1389
  • نظرات (0)
  • آموزش تفکر

    آموزش تفکر به دانش آموزان

    برای اینکه دانش آموزان خوب تربیت شوند و افراد مفیدی در آینده باشند باید متفکر ،خلاق ، نقاد و دارای بینش علمی باشند . برای اینکه دانش آموزان خوب تربیت شوند و افراد مفیدی در آینده باشند باید متفکر ،خلاق ، نقاد و دارای بینش علمی باشند . و این تنها در سایه ی انتقال اطلاعات به ذهن شاگردان حاصل نمی شود بلکه در برنامه های مدارس باید روش هایی گنجانده شود که از طریق آن ها دانش آموزان قابلیت های چگونه آموختن را از طریق نظم فکری بیاموزند و در زندگی روزمره ی خود به کار برند و با توجه به نقش اساسی محیط های آموزشی و روش های حاکم بر آن ها ، باید به صورتی سازماندهی شوند که دانش آموزان را به جای ذخیره سازی حقایق علمی با مسائلی که در زندگی واقعی با آن ها مواجه می شوند درگیر سازند . 
    ماهیت و تعریف تفکر: 
    بسیاری از دانشمندان انسان را حیوان متفکر می دانند و تفکر(۱) را فصل ممیز انسان و حیوان قرار می دهند. با این که پاره ای از آزمایش ها نشان می دهد که تفکر در سطح پایین و ابندائی آن در میان بعضی از حیوانات دیده می شود ولی تفکر اساسی(۲) مخصوص انسان است و علاوه بر جنبه ی فرهنگی طبیعت انسان این خصوصیت نیز انسان را از سایر حیوانات مشخص و ممتاز میسازد.(شریعتمداری،۱۳۸۲،ص۳۷۹)


    جان دیویی در کتاب چگونه فکر می کنیم درباره ی مفهوم تفکر می گوید : عملی است که در آن موقعیت موجود ، موجب تایید یا تولید واقعیت های دیگر می شود ،یا روشی است که در آن باورهای آینده بر اساس باورهای گذشته پایه گذاری می گردد(به نقل از: شعبانی، ۱۳۸۲،ص ۴۴(شریعتمداری در کتاب روانشناسی تربیتی خود تفکر را :جریانی که در آن فرد کوشش می کند مشکلی را که با آن رو به رو شده مشخص سازد و با استفاده از تجربیات قبلی خویش به حل آن اقدام نماید (۱۳۸۲،ص۳۷۹) تعریف می نماید . 
    اهمیت و ضرورت : 
    یادگیری از طریق شرطی سازی (۳) (که مد نظر رفتارگرایان است )یک یادگیری سطحی است و با یادگیری از طریق درک و فهم و بصیرت که بر محور تفکر قرار دارد ، قابل تلفیق نیست. تفکر پایه ی ادراک و یادگیری را تشکیل می دهد. فهم و ادراک اساسی هر چیز ، نتیجه ی تفکر درباره ی آن چیز است . 
    پیشرفت انسان در زمینه ی علمی، ادبی، هنری، اخلاقی و معنوی همه در نتیجه ی تفکر اندیشمندان حاصل شده است حل مشکلات زندگی ، اجتماعی و … در سایه ی تفکر و تعقل صورت می گیرد . حضرت علی (ع) می فرمایند: لا یستعان علی الد هر الا با لعقل (( تنها از طریق عقل می توان بر زمانه پیروز شد.)) - (شریعتمداری،۱۳۸۰، ص۱۸(
    ویژگی های ذهنی متفکر: 
    ۱- تردید منطقی : معمولا امور را با تردید می نگرد و بدون تردید از پذیرش افکار و عقاید خودداری مینماید. 
    ۲- کنجکاوی شدید. 
    ۳- فهم عمیق : به معرفت سطحی قناعت نمی کند و ژرف اندیشی خاصی در مطالعات او به چشم می خورد. 
    ۴- دید وسیع : غالبا امور را در سطح گسترده تری مورد مطالعه قرار می دهد. 
    ۵- سعه ی صدر. 
    ۶- ترقی طلبی : از رکود و توقف رنج می برد. 
    ۷- فروتنی. 
    ۸- وحدت رویه شخصیتی هماهنگ و واحد دارد. 
    ۹- اتکا به نفس. 
    ۱۰- طرفداری از ارزش های انسانی(شریعتمداری ، ۱۳۸۰ ، ص ۹۰ ـ ۹۴(
    مقایسه ی آموزش به روش سنتی با آموزش تفکر : 
    در آموزش سنتی فعالیت اصلی کلاس بر عهده ی معلم است و معلم فعالانه به ارائه ی اطلاعات و دانش سازمان یافته می پردازد و در صدد است تا آن ها را به ذهن شاگردان منتقل کند . و دانش آموزان منفعلانه باید اطلاعات مورد نظر را حفظ کرده و در زمان ارزشیابی به خاطر آورده و پاسخ دهند در این روش تاکید بر محتوای درس است و اغلب کتاب درسی و معلم منبع اطلاعاتی محسوب می شوند. ولی در آموزش برای متفکر بار آمدن دانش آموز معلم نقش راهنما و تسهیل گر را دارا بوده و دانش آموزان فعالند و در پی کسب اطلاعات از منابع دیگری علاوه بر معلم و کتاب درسی هستند.همچنین به جای تاکید بر محتوا بیشتر بر روش تاکید دارند و حجم اطلاعات دریافتی در درجه ی اول قرار ندارد و لزومی به حفظ کردن مطالب درس بدون درک و فهم آن ها نیست (سیف ، ۱۳۷۹(
    عوامل بستر ساز تفکر : 
    الف : دانش: 
    اگر فرد درباره ی چیزی که می خواهد بیاندیشد ادراک یا دانشی نداشته باشد قادر به تفکر و تجزیه و تحلیل آن موضوع نخواهد بود و به همین دلیل درباره ی هر موضوعی که می خواهیم در کلاس از این روش استفاده کنیم باید دانش آموزان راجع به آن اطلاعاتی داشته باشند و در غیراین صورت لازم است این اطلاعات یا منابع و راه های کسب آنها را به شاگردان بگوییم و با آن ها آشنا کنیم. 
    ب : منش یا مشرب : 
    باید دانش آموزان کم کم به این روحیه و دید برسند که باید با تردید منطقی به مسائل نگاه کنند و درباره ی هر موضو عی بدون تعصب و گرایش خاصی عمل کنند .
    برای اینکه دانش آموزان خوب تربیت شوند و افراد مفیدی در آینده باشند باید متفکر ،خلاق ، نقاد و دارای بینش علمی باشند . 
    ج : اقتدار (۴(
    گرایش انتقادی معمولا مورد توجه یا پذیرش قرار نمی گیرد . متفکران منتقد اهل مباحثه و پر سر و صدا هستند . آنان در واقع ماشین جامعه را به حرکت در می آورند و به سختی می توانند بین خطوط کاوشگری و خطر کردن گام بردارند (شعبانی ، ۱۳۸۲ ، ص۸۹) 
    در کلاس درس هم باید برای شاگردان این اطمینان حاصل شده باشد که اگر مطلبی را بر خلاف نظر معلم یا کل کلاس ابراز داشتند و از آن حمایت کردند مشکلی برای آنان به وجود نمی آید و در بحث همه ی شاگردان به صورت منطقی به ارائه ی نظرها و دیدگاه های خود می پردازند و کسی به خاطر عقیده یا نظری مورد ملامت قرار نمی گیرد و کم کم شاگردان به این سطح برسند که اگر در جمعی نظری مخالف آن ها داشتند ابراز کنند و با دلیل از آن دفاع کنند . 
    نحوه ی سازماندهی کلاس درس به منظور تشویق تفکر: 
    الف : ایجاد تعادل بین محتوا و فرایند تدریس: 
    اگر تلاش معلمان در فرایند یاددهی – یادگیری تمام کردن کتاب درسی و آماده کردن شاگردان برای آزمون نهایی باشد این روش از دیگر فعالیتهای آموزشی از جمله پرورش تفکر ، در کلاس جلوگیری می کند. 
    ب : ایجاد تعادل بین سخنرانی و کنش متقابل : 
    معلم باید از طریق تشویق مباحثه و پرسش و با استفاده از دیگر روش های مناسب برای تبادل اندیشه در کلاس درس ، بین سخنرانی خود و کنش متقابل دانش آموزان تعادل ایجاد کند. 
    ج : سازماندهی و طراحی فضای کلاس : 
    فضای آموزشی در پرورش مهارت های تفکر انتقادی نقش بسیار ارزنده ای دارد . سازماندهی و آرایش کلاس درس به منظور ایجاد فضایی برای تعامل بسیار دشوار اما مفید و موثر است که در ذیل به پنج نکته اساسی که برای موثرتر شدن این امر اشاره دارد پرداخته می شود: 
    ۱- هر جلسه را با طرح یک مساله شروع کنید : 
    درابتدای شروع هر درس تدریس را با یک سوال یا مساله ی جذاب شروع کنیم که باعث جلب توجه دانش آموزان به درس مورد نظر گردد. 
    ۲- برای تشویق شاگردان به تعمق از سکوت استفاده کنید : 
    علاوه بر روش های حل مساله ،بحث و گفتگو و حتی تبادل پر شور عقاید ، سکوت هم می تواند به رشد تفکر انتقادی کمک کند. 
    ۳- فضای کلاس را طوری مرتب شود که باعث کنش متقابل شود : 
    شرایط فیزیکی کلاس درس در ایجاد محیطی مناسب برای تفکر انتقادی بسیار حائز اهمیت است . فضای کلاس درس باید طوری طراحی شود که تبادل اندیشه را تسهیل کند . قرار دادن صندلی ها و میزها در صف مستقیم و پشت سر هم ، تبادل اندیشه و تفکر جمعی دانش آموزان را غیر ممکن می سازد . معلم ها با استفاده از تخیل و اندکی تلاش می توانند وضعیت فیزیکی کلاس درس را اصلاح و فضایی ایجاد کنند که باعث تبادل افکار دانش آموزان شود. 
    در کلاس های کوچک و کم جمعیت می توان میزها و صندلی ها را به صورت نیم دایره ، دایره ، چهارگوش یا به شکل(U ) یا ( نعل اسبی ) مرتب کرد. و در کلاس های بزرگتر هم می توان شاگردان را به گروه های کوچک تقسیم کرد .در این گونه سازماندهی کلاس هدف اصلی این است که دانش آموزان یکدیگر را ببینند و با یکدیگر به مباحثه و فعالیت بپردازند. 
    ۴- در صورت امکان به وقت کلاس بیفزایید: 
    تفکر زمانی پرورش می یابد که دانش آموزان فرصت کافی برای تعمق و تفکر داشته باشند . کلاس درس با زمان محدود برای پرورش تفکر مفید و موثر نخواهد بود و کلاس های طولانی برای آموزش فنون تفکر انتقادی بسیار بهتر و موثرتر از کلاس های کوتاه مدت است : از این رو ، معلمان باید در صورت کمبود وقت تلاش کنند بر وقت کلاس بیفزایند تا دانش آموزان فرصت بررسی ، تبادل اندیشه و تجزیه و تحلیل اطلاعات را بیابند . 
    ۵- محیطی پذیرا ایجاد کنید: 
    تلاش برای تشویق دانش آموزان به بحث و تبادل اندیشه به محیطی پذیرا نیاز دارد ؛ یعنی جایی که هم دانش آموزان در آن احساس امنیت کنند و هم معلمان بتوانند به یکدیگر اعتماد و اطمینان نمایند.معلمان باید با دقت و احترام به اظهار نظرهای دانش آموزان گوش دهند . آنان می توانند به طور مستند و معقول اظهارات نادرست دانش آموزان را رد کنند ، اما هرگز نباید خود دانش آموزان را طرد نمایند یا مورد سرزنش قرار دهند.معلمان باید برای اظهارات غلط یا درست دانش آموزان در فرایند بحث و تبادل اندیشه ارزش یکسانی قائل شوند ؛ زیرا محصول اندیشه ی آنان است و زمینه ای برای اندیشه ی مجدد و ٍ 
    ?ویایی تفکرشان فراهم می سازد(شعبانی ، ۱۳۸۲ ، ص ۹۳ – ۹۷) 
    نتیجه گیری: 
    با توجه به تحولات شگرفی که در علوم و فناوری اطلاعات حاصل شده و نظریه ها و رویکردهای جدیدی که نسبت به علم و روش های آموزش آن مطرح شده است دیگر متخصصان تعلیم و تربیت به انتقال حقایق علمی و تاکید بر محتوای دروس دست برداشته اند و اکنون بر روش و نگرش علمی در فرایند یاددهی – یادگیری تاکید دارند و یادگیری روش علمی و کسب نگرش های علمی با روش های سنتی امکان پذیر نیست و باید به جای آن ها از روش های جدید استفاده نمود . معلمان عزیز و گرامی نیز که در این خصوص پرچم دار محسوب می شوند باید با این گونه روش ها و رویکردها آشنا بوده و ار آن ها در اداره ی کلاس و آموزش دروس گوناگون استفاده نمایند. همکاران عزیز با توجه به شرایط کلاس و تجارب خود می توانند به نحو بهتر و شیوه های جذاب تری در دروس گوناگون از این روش استفاده نمایند . 
    پا نوشت ها: 
    منابع: 
    ۱- (سیف ، علی اکبر(۱۳۷۹) ؛ روانشناسی پرورشی -روانشناسی یادگیری و آموزش)؛تهران :آگاه. 
    ۲- (شریعتمداری ، علی (۱۳۸۲) ؛ روانشناسی تربیتی ؛تهران :امیرکبیر . 
    ۳-(شریعتمداری ،علی (۱۳۸۰)؛ نقد و خلاقیت در تفکر ؛ تهران : مرکز نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی . 

    ۴- (شعبانی ، حسن (۱۳۸۲) ؛ روش تدریس پیشرفته - آموزش مهارت ها و راهبرهای تفکر)؛

    .:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : رضا
  • تاریخ: سه شنبه 12 مرداد 1389
  • نظرات (0)
  • اعتماد به نفس

    هفت گام اعتماد به نفس

    نویسنده کتاب «اعتماد به نفس» گفت: اعتماد به نفس هفت گام دارد و مانند باتری به انسان نیرو می‌دهد. همچنین تشویق و تنبیه اطرافیان در تغییر میزان این انرژی تاثیرگذار است._
    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دکتر میرمحمد مجد تیموری، در نشستی که در فرهنگسرای خانواده برگزار شد، افزود: اعتماد به نفس مانند باتری به ما نیرو و انرژی می‌دهد و این نیرو و عنصر از دوران کودکی شکل می‌گیرد. 
    وی در این نشست که به جای جلسه نقد و بررسی کتاب «اعتماد به نفس»، به فرصتی برای تشریح و توصیف این کتاب از سوی نویسنده اثر به عنوان تنها متکلم جلسه تبدیل شده بود، افزود: اگر به توان‌های کودکان اهمیت دهیم و با تشویق از آنها حمایت کنیم، توان‌ شخصی آنها افزوده می‌شود. همچین برخی از کودکان ناتوانی‌هایی دارند که به آنها معلولان جسمی یا معلولان ذهنی می‌گوییم که برخی از این معلولیت‌ها قابل درمان‌اند و خانواده‌ها باید به کودکان خود امید دهند تا این بیماری درمان شود و هرگز نباید محدودیت‌های آنها را به روی آنها آورد، زیرا اعتماد به نفسشان را پایین می‌آورد. 
    مجد تیموری با اشاره به بخشی از کتاب که روند اعتماد به نفس را هفت پلکان ذکر می‌کند، اظهار داشت: مرحله اول خودشناسی است که در این مرحله کودکان خودشان را عضو خانواده می‌دانند.
     مرحله دوم خودباوری است و در این مرحله می‌پرسد من کیستم و سپس پدر و مادر خود را می‌شناسد. 
    وی در ادامه گفت: کودک در مراحل بعدی به احترام خود و معارفه خود می‌پردازد. در این مرحله شخصیت در کودکان شکل می‌گیرد و او دوست دارد توسط دیگران دیده شود. مسوولیت خانواده نیز از توجه به کودک از طریق درآغوش کشیدن، بوسیدن و تشویق شروع می‌شود. 
    نویسنده کتاب «اعتماد به نفس» افزود: تشویق و تنبیه در افزایش و کاهش اعتماد به نفس کودکان بسیار موثر است، اما هیچ‌گاه اعتماد به نفس فرد به صفر نمی‌رسد. تغییر میزان اعتماد به نفس در دوران گوناگون زندگی طبیعی است و به شرایط روحی، درونی و پیرامون ما بستگی دارد. 
    وی گفت: کسانی که از هریک از پله‌های اعتماد به نفس بالا نروند، در دوران بزرگسالی کمبود ناشی از عدم چنین صعودی در وجود آنها نمود پیدا می‌کند و در شخصیت آنها تاثیر می‌گذارد. معمولا این‌گونه افراد از محیط پیرامون خود بیشتر تاثیر می‌گیرند. کسانی هم که دچار اعتماد به نفس کاذبند، زود سرخورده می‌شوند و در این میان خانواده نقش به‌سزایی دارد. 
    مجد تیموری با اشاره به این که بنیان اعتماد به نفس در دوران کودکی شکل می‌گیرد، اظهار داشت: در سن جوانی و میان‌سالی تنها روش حل این مشکل، اعتماد به نفس دادن به یکدیگر است و در این میان مردان بیش از زنان به اعتماد به نفس نیاز دارند، زیرا مردان بیش از زنان به انتقاد و عیب‌جویی دیگران حساس‌اند و این مساله در آنها نوعی افسردگی و ترس و اضطراب ایجاد می‌کند.

    .:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : رضا
  • تاریخ: سه شنبه 12 مرداد 1389
  • نظرات (0)
  • نقش عزت نفس

    نقش عزت نفس در سلامت روانی انسان

    همه ما دوست داریم از نظر روانی راحت زندگی کنیم. پیشرفت کنیم. ارتباطات اجتمائی موفقی داشته باشیم. اعتماد به نفس داشته باشیم. بتوانیم از زندگی خود لذت ببریم و از افسردگی و اضطراب به دور باشیم. همه این فاکتور ها به عزت نفس مربوط می شود. برای اینکه بفهیم عزت نفس چیست، باید دو اصطلاح دیگر را توضیح دهیم.
    خود پنداره: تمام ویژگیها و خصوصیاتی که ما خود را با آنها توصیف می کنیم خود پنداره یا خود ادراک شده می گویند. مثلا، من یک فوتبالیست هستم. یا من یک دانش آموز زرنگ هستم.
    خود پنداره خصوصیات فردی را چه مثبت و چه منفی نشان می دهد، که ما بوسیله ی آنها از خود شناخت پیدا می کنیم و به خودآگاهی می رسیم .
    خود ایده آل: تصوری که ما دوست داریم از خود داشته باشیم. خود ایده آل می گویند. مثلا، من دوست دارم که یک هنرپیشه شوم.
    خود ایده آل یک درخواست صادقانه از خود است گرچه ممکن است ایده آل های فرد دست نیافتنی باشند اما اگرخود ایده آل منطقی و قابل دسترس باشد در سرنوشت روانی انسان تاثیر زیادی دارد. بعضاً برای درمان فرد مجبور هستیم خود ایده آل فرد را تعدیل و منطقی سازیم.
    عزت نفس: ارزشی که انسان به اطلاعات درون خود پنداره خود قائل است عزت نفس می گویند که بر اساس اعتقادات فرد نسبت به ویژگیهای خود ناشی می شود. مثلا اگر دانش آموزی از نظر درسی ضعیف باشد(خود پنداره) در حالیکه او اعتقاد داشته باشد که دانش آموز ممتاز بودن ارزش زیادی دارد از عزت نفس پائین رنج میبرد. یعنی این فرد در خود پنداره ویژگی دارد که ارزشی برای آن قائل نیست و از آن راضی نیست. این نارضایتی می تواند انتقادهای درونی را بهمراه داشته باشد.
    از طرف دیگر بین خود پنداره و خود ایده آل می تواند شکاف وجود داشته باشد یعنی در خود ایده آل فرد، چیزی را می طلبد که در خودپنداره که حقیقت روانی فرد را تشکیل می دهد وجود ندارد. در این صورت فرد نوعی احساس کمبود و احساس بی ارزشی می کند و عزت نفس او سقوط می کند. اما اگر بین خود پنداره و خود ایده آل انطباق وجود داشته باشد، فرد از عزت نفس بالایی برخوردار خواهد شد.
    عزت نفس در زمینه های تحصیلی،خانوادگی،اجتماعی و جسمانی قابل طرح است. در زمینه تحصیلی فرد باید خود را دانش آموز خوبی بداند و در زمینه پیشرفت تحصیلی مورد تمجید و ستایش باشد. 
    در زمینه خانوادگی فرد باید خود را یک عنصر با ارزش خانواده بداند فکر کند که اعضای خانواده او را دوست دارند و برای او ارزش قائل هستند.
    در زمینه ی اجتماعی فرد باید توسط دوستان پذیرفته شود و به عقاید او ارزش قائل شوند و او فکر کند که در بین دوستان و همسالان خود دارای اعتبار و ارزش هست.
    در زمینه جسمانی ،فرد از توانمندی ها و شکل ظاهری وضعیت جسمانی خود راضی باشد.
    احساس ارزشمندی فرد در زمینه های یاد شده، یک ارزیابی کلی به فرد دست می دهد که او خود را انسانی موفق و با ارزش تلقی می کند، و به رضایت درونی می رسد.
    کسی که عزت نفس نداشته باشد اعتماد به نفس هم نخواهد داشت. تحقیقات ثابت کرده است که بین عزتن نفس و پیشرفت تحصیلی ارتباط وجود دارد و دانش آموزانی که عزت نفس دارند در تحصیل موفق تر هستند. همچنین بین کجروی های اجتماعی و عزت نفس ارتباط وجود دارد و انسانهای بزهکار کمترین میزان عزت نفس را دارند. 
    نداشتن عزت نفس موجب انتقاد شدید فرد از خود می شود که عواقب آن بصورت اضطراب ،افسردگی، بی اعتمادی، پوچی و بیهودگی را به دنبال دارد. چنین فردی به علت نداشتن اعتماد به نفس در بسیاری از زمینه ها دچار مشکلات فراوان شده و شکست می خورد.

    .:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : رضا
  • تاریخ: سه شنبه 12 مرداد 1389
  • نظرات (0)
  • عاشقانه

    جزیره

    من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...

    یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...

    تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی...!!! غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی...

     زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد ، برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد.

     تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه ، ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه.

    اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی ، اما تا قایقی اومد ، از منو دلم گذشتی؟؟؟ رفتی با قایق عشقت ، سوی روشنی فردا ، منو دل اما نشستیم ، چشم به راهت لب دریا...

    دیگه رو خاک وجودم ، نه گلی هست نه درختی ، لحظه های بی تو بودن ، می گذره اما به سختی!

     دل تنها و غریبم ، داره این گوشه میمیره ، ولی حتی وقت مردن ، باز سراغتو میگیره..... میرسه روزی که دیگه ، قعر دریا میشه خونم ، اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم.

    من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...

    یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...

    .:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : رضا
  • تاریخ: سه شنبه 12 مرداد 1389
  • نظرات (0)
  • فرق عشق با ازدواج

    شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟

    استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد

    داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...

    شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.

    استاد پرسيد: چه آوردي ؟

    با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به

    اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم.

    استاد گفت: عشق يعني همين...!

    شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست ؟

    استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش

    كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي...

    شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت .

    استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين

    درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی

     برگردم .

    استاد باز گفت: ازدواج هم يعني همين...!

    و این است فرق عشق و ازدواج ...

    .:  ادامه مطلب :.
  • نوشته : رضا
  • تاریخ: سه شنبه 12 مرداد 1389
  • نظرات (0)

  • danestaniha

    [#author#]

    danestaniha

    http://danestaniha.royablog.ir

    دانستنيهاواطلاعات الکترونیکی

    دانستنيهاواطلاعات الکترونیکی

    دانستنيهاواطلاعات الکترونیکی

    دانستنيهاواطلاعات الکترونیکی

    قالب بلاگفا

    قالب پرشين بلاگ

    قالب وبلاگ

    Free Template Blog